تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب ی

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

ی:


یکی گوید تویی سرمنزل خویش / به رفتن کوش و جز رفتن میندیش
یکی گوید که مقصد کوی یار است / وصال روی آن زیبا نگار است


یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریهء سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود که شدم ز خود بخود راهم ده


یادم آرد روز باران
گردش یه روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان


یاری اندر کس نمی جویم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دوسه بیشتر ز ما مست شدند
خیام


یاد تو شب و روز قرین دل ماست
سودای دلت گوشه نشین دل ماست
از حلقه بندگیت بیرون نرود
تا نقش حیات در نگین دل ماست


یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست
در خلوتی چنان، که نگنجد کسی در آن
یکبار خلوت خوش جانانم آرزوست


یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
بر هلالش نقط از شب چه خوش است
دهنش حلقه‌ی تنگ زره است
نقطه بر حلقه‌ی مرکب چه خوش است


یا من بک حاجتی و روحی بیدیک
عن غیرک اعرضت و اقبلت علیک
مالی عمل صالح استظهر به
الجات علیک واثقا خذ بیدیک


یا بهر مراد خویش بی سر بودن
تو آمده‌ای که کافری را بکشی
غازی چو تویی خوشست کافر بودن
دنیا نسزد ازو مشوش بودن





موضوع: شعر با حروف الفبا، ی،

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]