اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

غ

غزل گفتی ودر سفتی بیاو خوش بخوان حافظ
كه بر نظم تو افشاند فلك عقد ثریا را

غرور خشكی زهد ار دماغ تر دارد
بیا كه مستی ما نشأة دیگر دارد


غروب همیشه واسه من
نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه
جز اون چیزی نمونده


غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت


غمم غم بی و غمخوار دلم غم
غمم هم مونس هم یار و همدم
غمم نهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
(باباطاهر)


غرض، نهفتن آن فتنه نهانی نیست
توان گفتن آن راز جاودانی نیست
فاضل نظری

غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته ی دیگر نباشد


غرض، نهفتن آن فتنه نهانی نیست
توان گفتن آن راز جاودانی نیست


غمم نمیخورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمیگذارندم
(سایه)


غم تو با دل من پنجه درافکند و رواست
که این دلیر به بازوی آن هماورد است 
(سایه)





موضوع: شعر با حروف الفبا، غ،

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو