تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب ض

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

ض

ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که مینوشد
شود بر شاخ و برگ او نتیجه شرب او پیدا


ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
امروز ترا دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات بجز سودا نیست


ضمیرم را ز معنی بهره ور کن
خیال فاسد از طبعم بدر کن


ضمیر دل نگاشایم به کس مرا آن به
که روزگار غیور است و ناگهان گیرد


ضرورت است که نیکی کند کسی که شناخت
که نیکی و بدی از خلق داستان ماند
سعدی


ضرب شمشیر تو را نازم که در هر ضربتی
جان سلمان را حیات جاودانی می دهد
سلمان ساوجی


ضعف و عجز و فقر ما دانسته ای
درد مارا هم دوا دانسته ای
مولوی


ضرب دشمن اگرچه با ضرر است
زدن دوست جانگداز تر است
مکتبی شیرازی


ضیافتی که در آن توانگران باشند
شکنجه ای ست فقیران بی بضاعت را
صائب

ضامن مشو كه درین آرزو به گور روم
چو گشت عمر من افزون ز پنجه سال
رخت ببینم و بی اختیار دهم جان
جز این مرا نبود هیچ خواهش و آمال





موضوع: شعر با حروف الفبا، ض،

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 02:21 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]