تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب ج

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

جوانی


جوانی  در  درون دل نهفــته است
جوانی در نشاط و   شور خفته‌است
چو گم شد از  دلت  عشق هوسباز
همـــانــا    شــــام پیری گشته آغاز
حسین مسرور





موضوع: اشعار زیبا، ج،

[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

ج


جمالت آفتاب هر نظر باد
زخوبی روی خوبت خوبتر باد


جوانی ای بهار عمر ای رویای سحر امیز
تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه ی بادی


جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد


جوانی شمع ره كردم كه جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم كردم جوانی را


جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را


جوانی شمع ره کردم که جوییم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را


جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


جوانی گفت پیری را چه تدبیر
که یار از من گریزد چون شوم پیر
جوابش داد پیر نغز گفتار
که در پیری تو هم بگریزی از یار


    جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
    ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا
    زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
    جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا


    جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
    هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا





موضوع: ج، شعر با حروف الفبا،

[ جمعه 2 اسفند 1392 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]