تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب ت

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

تورا زلف سیاه پیچ در پیچ


تورا زلف سیاه پیچ در پیچ
مرا چنگی همی خواهد دگر هیچ
تو و چشمان آهووار شهلا
مرا عشقت بود در دل دگر لا
تو و آن تیغ تیز هر دو ابرو
مرا گردن بود نازک تر از مو
تو و آن صورت مانند ماهت
دل من عاشق ناز نگاهت
تو و لب های شیرین شکرقند
فدای آن لب و دندان و لبخند
لبت چون خنده اش را بر ملا کرد
مرا آن ناز و عشوه مبتلا کرد
تو آن یاری که هر کس آرزویش
بود ساکن شوی یک شب به کویش
شود روزی کنی رو سوی ایمان
فدایت می شوم بالله به قرآن





موضوع: اشعار زیبا، ت،

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 12:21 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

تا بینهایت می رود هم صفر و هم قطب دلم


تا بینهایت می رود هم صفر و هم قطب دلم
می چرخد اندر حول تو ، چونان روتور روح و دلم
گه سوی اشباع میرود گه قطع میگردد امید
هر پایه ای از این دیود وصل است بر جان و دلم
این قلب من چون خازنی آكنده است از عشق تو
بیهوده شارژم می كنی ، شوخی مكن با این دلم
Vcc چشمان تو در آی سی TTL ام
شوریده حالم میكند چون اخگری اندر دلم
در حوزه فركانس غم ، طراح فبلترها چه شد ؟
سیگنال نویزت می رود در بازه ی زرد دلم
بی هارمونیك مویت ، موج دلم خطی شده
تو هارمونیك اولی با مضربی زوج از دلم
ای تابع تبدیل تو مبهم تر از تقدیر من
از رتبه N بگذرد سیگما و لاپلاس دلم
قفل روتور گشته دلم لیكن چنان افتاده ام
گویی توان نامی ام ، بالاتر است از این دلم
در حسرت یك میكرو وات از عشق تو آواره ام
آمد به پایان این غزل من ماندم و باز این دلم





موضوع: اشعار زیبا، ت،

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

تنها ماندم



تنها ماندم
تنها با دلبر جا ماندم
راز خود به كس نگفتم
مهرت را به دل نهفتم
با یادت شبی كه خفتم
چون غنچه سحر شكفتم
دل من ز غمت فغان بر آرد
دل تو ز دلم خبر ندارد
پس از این نخورم فریب چشمت
شرر نگهت اگر گذارد





موضوع: اشعار زیبا، ت،

[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 12:16 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

به کوری چشم کلاغ


تابستان که بیاید
نمی دانم چند ساله می شوم
اما صدای غریبی
مرتب می گویدم :
 پس تو کی خواهی مُرد !؟
ری را...!
به کوری چشم کلاغ
عقاب ها هرگز نمی میرند!
((سید علی صالحی))





موضوع: اشعار زیبا، ت،

[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

ترس جای عشق


ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبروداری کن ای زاهد مسلمانی بس است
تا این برادران ریاکار زنده اند
این گرگ سیرتان جفاکار زنده اند
یعقوب درد میکشد و کور می شود
یوسف همیشه وصله ناجور می شود





موضوع: اشعار زیبا، ت،

[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]