تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب و

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

واسه رفتن دیگه


واسه رفتن دیگه دیره
تن من اینجا اسیره
خاك اینجا چه عزیره
عاشق قدیمی پیره
نفسم این خاكه
خون گرمم پاكه





موضوع: و، اشعار زیبا،

[ جمعه 15 فروردین 1393 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

و

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند


ولی ز بخت بد از من نه جسم ماند و نه جانی
نه عقلی و نه ادارکی و من خود خاک و خاشاکی
شهریار


وز هیچ كسی نیز دو گوشم نشنود
كاین آمدن و رفتن از بهر چه بود


ور دل به خدا و ساکن میکده‌ای
می نوش که عاقبت بخیرست ترا
وصل تو کجا و من مهجور کجا
دردانه کجا حوصله مور کجا

وعده گاهی کو که چون نومید برخیزم ز وصل
دست امید وفای وعده دامانم کشد


وای چه خسته می کند تنگی این قفس مرا
پیر شدم نکرد از این رنج و شکنجه بس مرا
آب و هوای خاکیان نیست به عشق سازگار
آتش آه گو بسوز آنچه به دل هوس مرا


وان باده در پیمانه کن تا هر دو گردد بی خطر
ای عشق چست معتمد مستی سلامت می کند

وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟
به تلخکامی دریا شکر چه خواهد کرد؟


و زد بستدی نیز هر سال باژ
چرا داد باید به هامال باژ


وفایی نیست در گل ها منال ای بلبل مسکین
 کزین گلها پس از ما هم فراوان روید از گلها
شهریار





موضوع: شعر با حروف الفبا، و،

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]