تبلیغات
اشعار زیبا - مطالب اشعاری از خودم

اشعار زیبا

شعر فقط شعر فارسی:)

شعر محرمی از خودم

 علمدار

امروز روز تاسوعاست

روز بدورد با او

او علمدار کربلاست

او ساقی بچه هاست

اورفت در دل جنگ

همه از ترس شیر ژیان

گریختند از میدان

او رفت بر سر آب

دست را کرد پر آب

اما به یاد رقیه وزینب

به یاد آن طفل شیر خوار

به یاد تشنگی لب بچه های حسین

کرد دست باز

مشک کرد پر آب

مشک بر دست گرفت

برگشت از لب آب

آمد به سوی کارزار

نامردان بریدند دست او

پاره کردند مشک او

تیر زدند برچشم او

تیر زدند بر بربر او

شکستند کمر برادر او

او کیست

او عباس است

او علمدار کربلاست

او عزیز زهراست

او عموی بچه هاست







موضوع: اشعاری از خودم، اشعار محرمی، اشعار زیبا،

[ یکشنبه 11 آبان 1393 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

حسین

بوغ کرناوکوس جنگ صدا ندارد
گوش ماهم طاقت سروصدا ندارد
زینب طاقت دوری باباندارد
این حسین آن است که کفن ندارد





موضوع: اشعاری از خودم، اشعار محرمی، اشعار زیبا،

[ سه شنبه 6 آبان 1393 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]

شعر از خودم درباره ی جمه آخر سال

بهار چشم

 

حلوا.

سبزه ی  عید.

بوی گل ها زیباست.

خفتگانی در  قبر.

خواب هایی،

شاید  نام آرام!

و در این جمعه

-جمعه ی آخر سال-

ساکنانی خاموش،

چشم در راه پیامی ز شما می باشند.

گر یه ها یی می بینم

بر سنگ.

از چشمانی

که بهاران در  آنها  پیداست.





موضوع: اشعار زیبا، اشعاری از خودم،

[ سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ محمد امین مرادی ]

[ نظرات() ]